تاکید پیامبر و ائمه بر مسواک زدن

مسواک زدن

شاید برایتان جالب باشد که بدانید در حدود 110 حدیث مختلف در خصوص مسواک زدن، در کتب حدیث آمده است. محتوای بیشتر این احادیث، بر نقش مسواک در حفظ سلامت دهان و دندان و لزوم توجه و استفاده مردم از آن تاکید می کنند. نکاتی که امروز برای ما کاملا بدیهی به نظر می‌رسد، اما برای اقوام عرب در هزار و پانصد سال پیش کاملا آموزشی و مفید بوده است. این احادیث علی رغم متن ساده، توصیه های مفیدی در خود دارند که بسیاری از آنها امروزه توسط دندانپزشکان به بیماران توصیه می شوند.

اهمیت مسواک زدن و رعایت بهداشت دهان

حضرت محمد(ص) می‌فرماید: "دندان ها که صاف و زیبا هستند، در اثر جویدن غذا، آلوده می شوند و کم کم بوی دهان تغییر می یابد و ایجاد فساد در قوای دماغیه می نماید. وقتی که انسان مسواک نماید، فساد از بین می رود و دندان دوباره تمیز و پاکیزه می گردد."

پیامبر(ص) می فرمود: "اگر برای مردم دشوار نبود در هر نماز، مسواک زدن را واجب می کردم."

پیامبر اکرم(ص) فرموده اند: "جبرئیل همواره مرا به مسواک زدن سفارش می‏کرد تا جایی که گمان کردم آن را واجب خواهد ساخت."

رسول الله(ص) فرموده اند: "به مسواک  زدن امر شدم آن گونه که ترسیدم بر من فرض گردد."

امام حسین(ع) چنین می‌فرمود: "پدر ما به ما دستور می داد بعد از خلال دندان ها، سه مرتبه آب را در دهان بگردانیم و دور بریزیم (مضمضه کنیم ). سپس آب را بیاشامیم."

پیامبر(ص) فرمود: "مسواک زدن، اقتضای فطرت انسان است."

توصیه به مسواک زدن

اما رضا(ع) فرمودند: "دو رکعت نماز که بعد از شستن و مسواک نمودن دندان خوانده شود، از هفتاد رکعت نماز بدون مسواک بهتر است."

امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: "مسواک زدن سبب جلب رضایت و خشنودی خداوند و اجرای سنت پیغمبر است و وسیله خوشبویی دهان و دندان است."

توصیه به استفاده از خلال دندان

پیامبر(ص) می‌فرماید:  "دندان های خود را خلال کنید، زیرا خلال کردن جزء نظافت است و نظافت نشانه ی ایمان است و شخص با ایمان داخل بهشت می شود."

پیامبر گرامی اسلام برای وادار کردن همه مردم به نظافت دندان و دهان می فرمودند: "یکی از حقوقی که مهمان به گردن میزبان دارد این است که میزبان برای او چوب خلال دندان را در وقت غذا خوردن آماده کند."

توجه اسلام به جزئیات بهداشتی تا این حد بوده که به ما اجازه نداده با هر چیزی، یا با هر چوبی خلال کنیم. در یک روایت آمده است که :"خلال کردن با هر چیزی، موجب فقر است."

امام رضا(ع ) نیز می گوید: "با چوب درخت انار و شاخه های ریحان خلال نکنید، زیرا این هر دو سبب تحریک رگ جذام می شوند." 

دندان

فواید مسواک زدن:

امام صادق(ع ) می فرماید: "مسواک  نمودن 12 فایده دارد:

ـ مسواک زدن پیروی از سنت پیامبر است.

ـ دهان را پاک می کند.

ـ سبب ازدیاد نور چشم می شود.

ـ باعث خشنودی خداوند می گردد.

ـ باعث سفید شدن و زیبایی دندان می شود.

ـ از پوسیدگی دندان ها جلوگیری می کند.

ـ لثه را محکم می سازد.

ـ اشتها را زیاد می نماید.

ـ بلغم را از بین می برد.

ـ حافظه را تقویت می نماید.

ـ حسنات انسان را در پیشگاه خدا زیاد می کند.

ـ فرشتگان نیز خرسند می شوند." 

روش مسواک زدن

امام رضا(ع) می فرمود: "زیاده روی در مسواک زدن، باعث صدمه به مینای دندان و سست شدن ریشه های آن می شود."

نقش مواد قندی در تخریب دندان

امام رضا(ع) می فرمایند: "هر کسی مایل است دندان هایش سالم بماند، شیرینی را بعد از خوردن مقداری نان مصرف کند، زیرا نان در دهان خمیر می شود و این خمیر، گودال ها و حفره های مینا را پُر می کند. در این صورت، شیرینی هیچ گونه تاثیر سوئی بر روی دندان ها نخواهد گذاشت." 

و نیز می‌فرمایند: "یکی از هوس های مضری که زیان فوق العاده ای به سلامت و استحکام دندان ها وارد می سازد، هوس خوردن شیرینی است که راه را بر روی بیماری های دندان می گشاید."

خوردن شیرینی ها، امروز در کشورهای متمدن جهان زیاد شده است و یکی از علل عمده امراض دندان است. 

جنس مسواک

امام هشتم(ع) می فرماید: "بهترین چوب برای مسواک، چوب درخت اراک است، زیرا این چوب، دندان ها را جلا می دهد و دهان را خوشبو می کند و لثه ها را محکم کرده و نیز از پوسیدگی جلوگیری می نماید؛ و این فواید در صورتی است که مسواک زدن با اعتدال و میانه روی همراه باشد."

چوب اراک؛ معادلی برای مسواک و خمیر دندان های امروزی

اعراب برای مسواک زدن و پاکیزگی دندان‌ها، از چوب درخت اراک استفاده می‌کردند. درخت اراک در مناطق بیابانی می‌روید.

اراک شبیه درخت انار است و در تمام مدت سال سرسبز است. شاخه‌های آن باریک و گرد و برگ های آن به خاطر وجود ماده روغنی سبز رنگ، درخشان است، و شیره ای به رنگ زرد مایل به سبز روشن از آن خارج می شود.

لایه داخلی چوب این درخت از الیاف سلولزی تشکیل شده است. الیاف بر اساس نظامی دقیق در کنار یکدیگر مرتب شده اند و در کنار هم كامل ترین مسواک طبیعی را تشکیل می دهند.

علاوه بر این، چوب درخت اراک حاوی مواد مختلفی است که در جلوگیری از پوسیدگی دندان، استحکام ‌بخشیدن به ساختار دندان، حفظ سلامت دندان و لثه، سفید کردن دندان و خوشبو کردن دهان کاملا موثر است.

(www.tebyan.net)

تغذیه در آموزه های مذهبی اسلام

الله

گروه های اصلی "هرم غذایی"

"ما در کتاب آفرینش بیان هیچ چیز را فروگذار نکردیم." (سوره انعام / آیه 38)

از ابعاد اعجاز آمیز قرآن این است که بر همه علوم مختلف که عقل و علم بشر هنوز به آن دست نیافته است، احاطه دارد.

اولیای گرامی اسلام نیز در 14 قرن قبل، نکات دقیق بهداشتی، تغذیه ای و طبی را به پیروان خود خاطر نشان کرده و برای درمان مردم از آنها استفاده کرده اند. خداوند در قرآن کریم در آیات متعددی (118 آیه) در مورد تغذیه با ما سخن گفته است. از جمله در آیه 88 سوره مائده آمده است:

"از آنچه خدا روزی شما قرار داده است؛ حلال و پاکیزه بخورید."

روایات و احادیث متعددی نیز از ائمه معصومین (علیهم السلام) در این رابطه بیان شده است. در روایتی امام محمد باقر(ع) غذا را نیاز طبیعی هر فرد می دانند و می فرمایند: "خدای بزرگ آدمی را میان تهی (دارای شکم) آفرید و ناگزیر خوراک و آب می خواهد." (کافی جلد 6 ص 287)

امام صادق(ع) در حدیثی به مقوله غذا و خوردن آن و تقسیم بندی مواد غذایی به حلال و حرام، بر اساس مبداء تولید آنها اشاره نموده اند: آنهایی که از زمین روییده و خارج می شوند و آنهایی که از حیوانات فراهم می شوند.

آنهایی که از زمین خارج می شوند به سه دسته: حبوبات و غلات ، میوه ها و سبزیجات تقسیم بندی شده که مطابق با تقسیم بندی در کتب علمی جدید است. همچنین در این راستا موضوع "هرم غذایی " نیز مورد توجه قرار گرفته است.

این مقاله به بیان برخی از آیات و روایاتی که درباره ی 5 گروه اصلی "هرم غذایی" (که هر گروه قسمتی از نیازهای بدن را تأمین می کنند) هستند، می پردازد.

 گروه نان و غلات

"تن آدمی بر نان استوار شده است." (امام صادق(ع) کافی ج 6 ص 287)

"خدایا به نان ما برکت ده و میان ما و آن جدایی مینداز که اگر نان نبود نه می توانستیم روزه بگیریم؛ نه نماز بخوانیم و نه دیگر واجبات پروردگار خویش را به جای آوریم." (پیامبر اکرم (ص)؛ کافی ج 6؛ ص 2877)

"اصل معاش آدمی و زندگی او، نان است و آب." (امام صادق(ع) بحار ج 3 ص 87)

 سبزیجات

" و زمین را شکافتیم و در آن دانه ها، انگور ، سبزی های خوردنی، زیتون، خرما ، باغ های درخت و میوه و علف را رویانیدیم تا شما و چهارپایانتان از آنها بهره ببرید." (سوره عبس آیات 26تا 32)

"هر چیزی را زینتی است و زینت سفره، سبزی است." (امام صادق(ع)؛ بحار ج 66 ص 199)

میوه و سبزی

 میوه ها

" و اوست که باغ هایی نیازمند به داربست و بی نیاز از داربست را آفرید و درخت خرما و کشتزارهایی با طعم های گوناگون و زیتون و انار، همانند و در عین حال ناهمانند، آفرید، تا وقتی ثمره آوردند از آنها بخورید و در روز درو، حق آنها را نیز بپردازید و اسراف نکنید که خدا اسراف کاران را دوست ندارد." (سوره انعام آیه 141)

"مرد باید از هر میوه ای (میوه متداول) برای خانواده اش تهیه نماید" (امام صادق (ع) کافی جلد 5 ص 511)

 شیر و لبنیات

"برای شما در چهارپایان، عبرتی است. از شیری که در شکمشان هست سیرابتان می کنیم و از آنها سودهای بسیار می برید و از آنها می خورید" (سوره مومنون آیه 21)

"شیر بخور چرا که گوشت می رویاند و استخوان را محکم می کند." (امام صادق(ع) کافی ج 6 ص 336)

"پنیر، لقمه غذایی خوبی است." (امام صادق (ع) وسایل الشیعه ج 17 ص 94)

"چنانچه مسلمانی ضعف بدنی پیدا کرد، لبنیات را به همراه گوشت (یا کباب) بخورد، زیرا خداوند در آنها موجبات توانمندی و نیرومندی را قرار داده است." (حضرت علی(ع) بحار ج 66 ص 69)

گوشت

 گوشت

" و چهار پایان را آفرید، در حالی که در آنها برای شما، وسیله پوشش و منافع دیگری است و از گوشت آنها می خورید." (سوره نحل آیه 5)

" اوست که دریا را رام کرد تا از آن گوشت تازه بخورید و زیورهایی بیرون آورید و خویشتن را بدان بیارایید و کشتی ها را ببینی که دریا را می شکافند و پیش می روند تا از فضل خدا روزی طلبند؛ باشد که سپاس گویید." (سوره نحل آیه 14)

" خوردن گوشت موجب ازدیاد و تقویت قوای بینایی و شنوایی و نیز قوت می شود." (امام صادق(ع) کافی ج 5 ص 511)

" بر شما باد خوردن ماهی که اگر بی نان بخورید کافی است و اگر با نان بخورید گواراست." (امام موسی کاظم (ع) بحار ج 65 ص 207)

امید است با فراگیری آیات و تفاسیر این کتاب آسمانی و تفکر و تعمیق در آن، قدر و منزلت آن را هرچه بیشتر بدانیم.

مهندس مسعود خباری

تاثير نماز بر تعادل ناقل هاي عصبي

در قسمت اول اين مقاله درباره ي دستگاه عصبي انسان و نقش "ناقل هاي عصبي" در سلامت روحي و جسمي انسان مطالبي را گفتيم. همچنين بيان کرديم دانشمندان با بررسي و مطالعه ي ناقل هاي عصبي توانسته اند براي بسياري از مشكلات روحي(مثل افسردگي)، داروهاي شيميايي پيشنهاد نمايند و اين مطالعات همچنان ادامه دارد.

دين اسلام نيز نه تنها اين اکتشاف بزرگ را تاييد مي کند، بلکه قرن ها قبل و در زمان تكميل خود، يعني ظهور اسلام از آن مسئله علمي اطلاع داده است.

دستگاه عصبي انسان

 به عنوان مثال، در اين مورد قضيه ناقل هاي عصبي را بررسي مي كنيم:

1- قرن ها قبل از آن كه غربي ها، انسان هاي خطا كار را بيمار بدانند، قرآن مجيد در آيات متعددي، از گناهكاران با عنوان كساني كه در قلب هايشان مرض وجود دارد، ياد كرده است(از جمله در آيه 126 سوره توبه، آيه 12 سوره احزاب و آيه 9 سوره بقره) و معصومين بزرگوار(ع) نيز با همين ديدگاه با هر بدي كه از انسان سر مي زند، به صورت يك بيماري، برخورد نموده اند. تا جايي كه حضرت علي(ع) از رسول اكرم(ص) با عنوان "طبيب دوار بطبه" يعني پزشكي كه براي درمان بيماري هاي بشر فرستاده شده است، ياد مي كند.

غربي هايي كه ارائه تئوري "انسان بيمار" به جاي "انسان بد" را به خود نسبت مي دهند، فراموش كرده اند كه خودشان تا همين قرن هاي اخير، حتي بيماران رواني خود را نه بيمار، بلكه ديوانه(اسير ديو) و مجنون(جن زده) به حساب مي آوردند و از طريق شلاق زدن و جن گيري و ... قصد نجات آن ها را داشتند و تازه، چند دهه است كه نه تنها ديوانه ها، بلكه اشخاص خطا كار را هم بيمار به حساب مي آورند.

اسلام، علاوه بر بيمار دانستن گناهكاران(كه به آن اشاره شد) اشخاص به ظاهر ديوانه را نيز از قرن ها پيش، بيمار تلقي مي كرده است. در خبر است كه روزي عده اي از اصحاب، مردي را به پيامبر(ص) نشان دادند و گفتند: او ديوانه است! حضرت محمد(ص) پاسخ فرمودند: به او ديوانه نگوييد، او بيمار است. ديوانه كسي است كه خداي را نشناسد.

درست به دليل همين ديدگاه مترقي اسلامي است كه در تاريخ طب، نخستين كسي كه به معالجه دقيق جسمي در بيماران رواني اقدام كرده است، حكيم ابوعلي سينا، پزشك عاليقدر شيعه است.

2- در رابطه با اين كه "انسان روح است يا جسم" نيز دين مبين اسلام، با صراحتي باور نكردني، در آيات شريف قرآن، به هر آن چه كه غرب در عصر انفجار علوم، ادعاي كشف آن را دارد، اشاره نموده است. قرآن مجيد، با اين كه وجود و حضور روح را امري حقيقي در انسان به حساب آورده است: "فاذا سويته و نفخت فيه من روحي فقعوا له ساجدين(سوره ص، آيه 72)"، اما از طرفي، بررسي و كسب اطلاعات کامل درباره ي روح را از حدود دانش کم بشري، فراتر دانسته است و آن را صراحتا "من امر ربي" يعني "امري از امور مربوط به ذات اقدس الهي"، اعلام كرده است:

"و يسئلونك عن الروح قل الروح من امر ربي و ما اوتيتم من العلم الا قليلا(سوره اسراء آيه 85) اي پيامبر از تو پيرامون روح مي پرسند، پس بگو روح از امور مربوط به پروردگار من است و خداوند از دانش، جز اندكي به شما عطا نكرده است."

به اين ترتيب آيين مقدس اسلام با اين كه هرگز بررسي پيرامون روح را توصيه نمي كند، با توصيه هاي مؤكد انسان ها را به سير در آفاق و انفس، و تفكر و تعقل و كسب علم و دانش، از جمله درباره ي مسائل جسمي بشر، تشويق مي كند. پس واضح است غربي هايي كه اسلام را به خرافات پرستي و موهوم بافي پيرامون روح محكوم مي كنند تا چه حد با نظريات اسلام پيرامون روح و جسم بيگانه اند.

و شايد براي اين ها بسيار جالب باشد، اگر كشفيات جديد علمي خود را مثلا در پرتو نظريات يكي از بزرگ ترين فلاسفه اسلامي بيابند:

صدر المتألهين، ملاصدرا كه با اتكاي به قرآن و معصومين(ع) و با تداعي از ساير فلاسفه متقدم خود به يكي از برجسته ترين و جهان شمول ترين فلسفه هاي بشري، در قرن يازدهم هجري دست يافت، در كتاب گرانقدر"اسفار اربعه" به شرحي در مورد ارتباط جسم و روح مي پردازد كه با كمترين تفاوتي، يادآور نظريات جديد علمي بشر درباره ي ناقل هاي عصبي است. حكيم ملاصدرا در شرح "تئوري حركت جوهري" و جمله ي مشهور خود پيرامون نقش انسان (جسمانيه الحدوث و روحانيه البقاء) مي فهماند كه جسم مادي انسان، رفته رفته آن قدر کامل مي شود و پيچيدگي مي يابد تا سرانجام به درجه اي مي رسد كه يك حالت غير مادي و غير جسماني تام مي شود و آثار منسوب به روح از قبيل انديشه، اراده و ... مربوط به اين درجه والاست.

در فرضيه ناقل هاي عصبي نيز ديديم كه پيچيدگي و تكامل فوق العاده سلول هاي عصبي، منجر به حالت هاي منسوب به روح مي شود؛ مثلا علم امروز ثابت كرده است كه هر صد ميليارد سلول دستگاه عصبي انسان در فرآيند "تفكر" ايفاي نقش مي كنند.

3- درباره آن قسمت از نظريات پژوهشگران غربي كه تعادل ناقل هاي عصبي را غايت آرزوهاي بشر و كليد رسيدن به مفهوم انسان سالم و ايجاد مدينه فاضله و جامعه سالم مي دانند نيز اسلام و به خصوص تشيع، از قرن ها پيش نظري مشابه داشته است. علماي شيعه قواي اساسي موجود در انسان را سه نوع مي دانند:

- قوه شهويه

- قوه غضبيه- قوه عقليه

و قوه ديگري موسوم به  "قوه عدليه" را تنظيم كننده و متعادل كننده اين سه قوه تلقي مي كنند و توجيه مي كنند كه چنان چه هر كدام از سه قوه بالا، از حدود عدل خارج شوند و به افراط يا تفريط كشانده شوند، باعث بروز بدي و خطاكاري و بيماري در انسان مي شوند.

بدين ترتيب شيعه حتي در مسائل انسان شناسي، به اساسي ترين اعتقاد خود پس از"توحيد" يعني "عدل" جلوه خاصي مي دهد و بيان مي كند كه در بدن انسان، چنان چه عدل به طور كامل برقرار باشد، انسان به مفهومي بس والا و مافوق تصور كه همانا نزديك شدن به مرزهاي عصمت و تخلق به اخلاق الهي است، نائل مي شود.

و اين مفهوم نه تنها تمام ويژگي هاي توصيفي غرب براي انسان سالم را در بردارد، بلكه انسان را در موقعيتي بي نهايت متعالي و برتر، براي زندگي سعادتمندانه در دنيا و آخرت قرار مي دهد.

بر اين اساس، وجود "عدل در درون انسان" از نظر شيعه، همان مفهوم "تعادل ناقل هاي عصبي" در دستگاه مغز و اعصاب، براي علم امروز بشر را بيان مي دارد.

اما در اين ميان راه حلي كه غرب براي رسيدن به تعادل ناقل هاي عصبي پيشنهاد مي كند، با آن چه كه اسلام بدان سفارش مي نمايد، بسيار متفاوت است. در ديدگاه جبرنگر و ماده گراي غرب، انسان بايد فعلا دست روي دست بگذارد و به انتظار بنشيند، تا بالاخره روزي كه شايد قرن ها بعد باشد، فرا برسد و در آن روز دانش پزشكي، اعلام كند كه بالاخره مواد شيميايي لازم براي برقراري تعادل بين ناقل هاي عصبي به طور كامل شناسايي و توليد شده اند و هر انساني كه عارضه بد، يا حالت نامطلوبي در خود احساس مي كند، به پزشك مراجعه كند و آمپول يا قرص ضد دروغ، ضد شهوت، ضد خودخواهي، ضد حسد، ضد حرص و .. را دريافت كند!؟ اما هيچ بعيد نيست كه تا آن زمان همه ملاك هاي ارزشي كه فعلا برخي از آن ها براي وجدان اخلاقي غربيان معروف و مطلوب هستند، تبديل به منكر و نامطلوب شوند. چه تضميني هست كه مثلا در قرن بيست و دوم ميلادي، دزدي و دروغ همچنان صفات بدي محسوب شوند؟ مگر نه اين است كه در همين عصر حاضر هم دزدي و دروغ جزء لايننفك بسياري از فعاليت هاي بشري شده است!؟

اما در ديدگاه معنويت گراي اسلام و به خصوص با جهان بيني مبتني بر اختيار شيعه، انسان مي تواند خود، راسا و مقتدرانه در برقراري عدل در وجود خود( يا همان ايجاد تعادل ناقل هاي عصبي) يعني زدودن همه خطاها و انحرافات و منكرات از زندگي خود، قيام كند و بدون هيچ انتظار يا دست روي دست نهادني، همه صفات نامطلوب و رذايل اخلاقي خود را با ملاك ارزش گذاري دين، يك به يك، از سر راهش بردارد و به آرامش مطلق و سلامت ابدي، در دنيا و آخرت نائل شود، زيرا در اين راه، دين به انسان ابزارهاي توانمندي بخشيده است كه صد البته در راس اين ابزارهاي ترقي و تعالي، نماز جاي دارد.

نماز تعادل بين ناقل هاي عصبي را به بهترين و مطلوب ترين شكل ممكن در بدن انسان برقرار مي سازد و نه تنها از او انساني به تمام معنا سالم، در ابعاد جسمي و رواني و اجتماعي پديد مي آورد، بلكه او را به مرزهاي مفهوم متعالي "انسان كامل" نزديك مي كند.

(www.tebyan.net)دکتر مجيد ملک محمديدنیای تغذیه-72

تاریخ آخرین بروزرسانی   :  1387-12-22 9:21        برو بالای صفحه نسخه قابل چاپ